در خیال

در خیال
...چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند، که تو را میبرد اینگونه به ژرفای خیال؟ . . .نه به ابر، نه به آب، نه به برگ، نه به این آبی آرام بلند، نه به این خلوت خاموش کبوترها، من به این جمله نمی اندیشم! . . به تو می اندیشم! ای سراپا همه خوبی، تک و تنها به تو می اندیشم!... "فریدون مشیری" 00Facebook Google+ Twitter
نجمه | جمعه 23 فروردين 1387 | 11 سال پیش557 بازدید
لطفا جهت ارائه نظر وارد شوید
نجمه فرشینجمه فرشیعضویت از شنبه 27 بهمن 1386اگر پیاده هم شده سفر کن،در ماندن میپوسی. دكترشریعتی
واژه کلیدیخیال