مطالبی پیرامون تاریخچه و روند توسعه روستائی

مطالب زیر پیرامون تاریخچه و روند توسعه روستایی در قرن معاصر و نقش دهیاری‏ها در توسعه روستاهاست که ارتباط مستقیمی با بحث توسعه روستایی برقرار می‌کند باشد که افقی روشن در مسیر توسعه ی بیشتر و مطلوبتر در روستاها فراهم گردد. هنگامی كه از توسعه و توسعه ‏یافتگی سخن به میان می‌آید؛ توسعه‌ایی همه جانبه در بخش‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به اذهان می‌رسد،جامعه توسعه‏یافته‌ایی كه توسعه را نه فقط در شهر و شهرنشینی بلكه در روستا و زندگی روستایی نیز می‌یابد.اگر تاكنون دولت‏ها، در قالب نوشته‌ها و بر روی كاغذ از توسعه روستایی سخن می‌گفتند، امروز همگان بر این اعتقادند كه روستا نیز جزئی از جامعه محسوب می‌شود و باید برای توسعه آن چاره‌ای اندیشید. امكانات بیشتر شهرها و بی‌توجهی به روستاییان یكی از عوامل مهاجرت بی‌رویه روستاییان به شهرها شده كه توسعه افسار گسیخته شهرها را به همراه داشته است. افسار گسیختگی شهرها، بیشتر افراد را به ‌جای شهروند واقعی كه با فرهنگ شهری آشناست، فقط «شهرنشین» بار آورده كه عدم آشنایی با فرهنگ شهرنشینی معضلاتی همچون راه‏بندان‌های طولانی بزرگراه‌ها، آلودگی محیط زیست زاغه‌نشینی و ... را به وجود آورده ‌است. از این رو اكثر دولت‏ها، همواره در فكر توسعه روستایی و كاهش مهاجرت به شهرها بوده‌اند. اما آیا توسعه روستایی بدون آگاهی از زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی وكالبدی جامعه روستایی میسر است؟ بی‌تردید توسعه روستایی باید با آگاهی از ابعاد مختلف روستا و مسایل آن اتفاق افتد، تا دارای عمق ومشرو عیت بیشتری باشد. پس از روی كار آمدن دولت مدرن در كشور،سران دولت‏ها، در خصوص حضور بیشتر دولت در روستا تصمیمات مختلفی گرفتند. در پی آن تصمیمات بود كه مدیریت روستاهای كشور نیز دچار تغییرات شد و روستاها با مباحث جدیدی همچون «خانه‏ی انصاف»، «سپاه دانش»، «سپاه بهداشت» و«سپاه ترویج» آشنا شدند. در پی بوجودآمدن این نهادها، عواملی از سوی دولت در نقش سپاه دانش، سپاه بهداشت و سایر موارد به روستاها گسیل شدند، هر چند این افراد، اقداماتی را برای روستا و روستایی انجام دادند كه نمی‌توان آن اقدامات را نادیده گرفت ولی به علت نا آشنایی با فرهنگ مردم روستا، مشكلات زیادی را خواسته یا ناخواسته بوجود آوردند.به دنبال ناكامی‌های پی‌درپی دولت در خصوص پر رنگ‏تر شدن حضورش در روستا به قصد توسعه آن، قانونی تحت عنوان قانون «دهبانی» در سال 1355 در مجلس شورای ملی به تصویب رسید كه براساس آن، دهبان توسط «انجمن روستا» انتخاب شده و با حكم فرماندار انجام وظیفه می‌كرد.این مدیر جدید روستا، بر اساس قانون یاد شده، وظایفش نیز بیش از «كدخدا» تعریف شده بود و در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، حكومتی و سیاسی در روستا گسترش یافت. ولی قانون دهبانی با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 اجرا نشد و پس از انقلاب نیز تعدادی از نیروهای مخلص و انقلابی به قصد توسعه روستا، «جهاد سازندگی» را بوجود آوردند و بسیاری از جوانان، داوطلبانه به روستاها رفته و روستاییان را در انجام امورشان یاری رساندند.از این منظر می توان گفت «عدم مشاركت مردم روستا» و «نادیده ‌انگاشتن آنان در امر آبادانی روستا» را از جمله عوامل مهم توسعه‌نیافتگی روستا و مهاجرت به شهرها باید دانست همچنین مدیریت روستا چه قبل و چه پس از پیروزی انقلاب، به دنبال ساماندهی است و دولت‌ها نیز یكی پس از دیگری طرح‌هایی برای ساماندهی آن ارایه می‌دهند ولی غافل از اینكه حلقه مشاركت مردمی روستا پس از سال‏ها تلاش برای نوسازی كشور، مفقود مانده است. در سال 1375قانون «تشكیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی كشور و انتخاب شهرداران» جایگزین قوانین قبلی شد كه در نتیجه «شوراهای اسلامی دهستان» حذف شد ولی شوراهای اسلامی روستا به قوت خود باقی ماند. از آنجا كه در قانون یاد شده، سازمان و تشكیلات دهیاری‌ها دیده نشده بود، لذا قانونی تحت عنوان قانون «تاسیس دهیاری‌های خودكفا در روستاهای كشور» در تاریخ 17/04/1377 از سوی مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. این بار مجلس شورای اسلامی به پیشنهاد وزارت كشور و دولت، قانون دهیاری‌های خودكفا را تصویب كرد و به وزارت كشور نیز اجازه داد تا به منظور اداره امور روستاها، سازمانی به نام «دهیاری» تاسیس كند و اساسنامه، تشكیلات و سازمان دهیاری‏ها، آیین نامه ها ی مالی و استخدامی آن را به تصویب هیات دولت برساند.وظایف «دهیار» به مراتب گسترده‌تر از «دهبان» در قانون دهبانی مصوب سال 1355و «كدخدای» سابق است. در واقع دهیار، رئیس دولت كوچك یك روستا محسوب می شود. تاسیس این نهاد نشانه‌ای از حركت به سوی اجرای نظام نوین مدیریت در روستاها است كه می‌تواند تحول شگرفی در فرآیند عمران و توسعه روستایی ایجاد نماید. در ماده واحده این قانون آمده است كه: «به وزارت كشور، اجازه ‌داده ‌می‏شود به منظور اداره امور روستاها، سازمانی به نام دهیاری با توجه به موقعیت محل با درخواست اهالی و به صورت خودكفا و با شخصیت حقوقی در روستاها تاسیس نماید كه از نهادهای عمومی غیردولتی محسوب می‌شود». «تاسیس این دهیاری‌ها، به هیچ وجه مانع اقدامات و كمك‌های نقدی دولت در جهت رسیدگی به عمران و آبادی روستاها نخواهدشد». اساسنامه تشكیلات و سازمان دهیاری‌ها نیز در اسفند 1380 به تصویب هیات دولت رسید كه بر اساس ماده‪ 10 این اساسنامه، 48 وظیفه را برای دهیار تعریف کرده که از جمله ی آنها می توان به كمك به شورا در خصوص بررسی و شناخت كمبودها، نیازها و نارسایی اجتماعی و اقتصادی و ... ، تهیه طرح‌ها و پیشنهادهای اصلاحی و ارایه آن به مسوولان ذیربط. «مشاركت و همكاری با شورا برای پیگیری اجرای طرح‌های عمرانی»، «همكاری موثر با مسوولان ذیربط در جهت حفظ و نگهداری منابع طبیعی واقع در محدوده قانونی و حریم روستا»، «تشویق روستاییان به توسعه ی محصولات كشاورزی و دامی روستا» از دیگر وظایف دهیاری بر اساس ماده 10 قانون اساسنامه تشكیلات و سازمان دهیاری‌ها است. براساس این شرح وظایف دهیار است که طرح‏های هادی روستایی را كه پیشتر بنیاد مسكن متولی آن بوده است و با محدویتهایی به لحاظ اجرا روبرو بودند اکنون عملی کند. دهیار، مهمترین كسی است كه می‌تواند در روستای خودش، طرح‌های هادی را به خوبی پیش ببرد چرا كه دهیار است كه به هنگام نظارت بر ساخت و سازها، كمترین میزان اعتراض‌ها را می‌شنود اهالی و ساکنین روستا نیز باید در اجرای طرح های عمرانی و... با دهیار همکاری کنند و این عمل بدون همکاری و تعامل طرفین میسر نیست . شاید بتوان گفت: «آنچه كه روستای امروز را با روستای دیروز متفاوت می‌كند، همكاری همه جانبه مردم با یك مجری از جنس خودشان است پس مجری نیز باید از جنس خود مردم روستا باشد و در اجرای طرح ها تمامی جوانب روستا و اهالی را مدنظر قرار دهد». منبع: www.khanabad.ir 00Facebook Google+ Twitter
تقی | دوشنبه 4 مرداد 1389 | 9 سال پیش1300 بازدید
لطفا جهت ارائه نظر وارد شوید