آتشکده بهرام (تپه میل )

آتشکده بهرام (تپه میل )
در دوازده کیلومترى جنوب غربى آرامگاه شاه عبدالعظیم و در دو کیلومترى جنوب روستاى قلعه نو از روستا هاى دهستان غار شرقى بخش کهریزک شهرستان ری ، بر فراز تپه اى به نام تپه میل بنایى کهنه از عهد ساسانیان به چشم مى خورد که آثار و بقایا و رسوم و احکام آتشکده بزرگ رى است . بر روى تخته سنگى در نزدیکى بنا این چنین نوشته شده است : « این محل که به نام تپه میل خوانده شده بقایاى آتشکده معظمى از دوره ساسانیان است » هر چند به موجب پاره اى اسناد قدمت آن را به زمان هاى پیش از زرتشت مى دانند . در تاریخ طبرى آمده است ؛ به رى آتشگاهى بود که از آن قدیمى تر نبود . در برخى پا را فراتر گذاشته و احداث آن را به فریدون نسبت مى دهند . هر چند درستى آن مسلم نیست ولى متاخران رى را از زمان هاى دیرین و پیش از ظهور زرتشت شهرى مذهبى و مرکز مغان مى دانسته اند . جهت بنا به صورت شرقی و غربی است . در جبهه شرقی ایوانی با چهار ستون مدور بوده . بخشی از بنای آتشکده ری در زمان حمله اسکندر به ایران خراب شد و تنها قسمتی از بنای چهار طاقی و زیبای این آتشکده به صورت دو میل باقی ماند . بیشتر قسمت‌ های غربی بنا از میان رفته ، در بخش زیرین مجموعه یک راهروی کم ‌پهنا وجود دارد که سراسر طول بنا را طی می‌ کند . بقایای معماری از نظر دیرینگی متعلق به دوره ساسانیان ( حدود ۱۸۰۰ سال پیش ) است و به آتشکده بهرام گور نیز معروف است . شهرت تپه میل تپه میل با سنگ ، ساروج، خشت و گل ساخته شده ‌است. نیزار های اطراف تپه از وجود دریاچه ‌ای حکایت دارد که در گذشته در این محل وجود داشته ، ولی خشک شده‌ است . این تپه باستانى به احتمال بسیار زیاد ، به مناسبت دو پایه بزرگ موجود از بناى قدیمى آتشکده به تپه میل شهرت یافته است . تپه اى مرتفع که بلندى آن از سطح دشت اطراف حدود 18 متر است و تقریبا 35 متر پهنا و 17 متر درازا دارد . تپه اى کم ارتفاع و کوچک و پراکنده پیرامون محوطه را احاطه کرده اند به طورى که تپه میل در آنها اشراف دارد . هر چند به نظر مى رسد این تپه ها در ارتباط فیزیکى و کاربردى مستقیم با این اثر و احتمالا تاسیسات ساختمانى آن وابسته هستند . این مجموعه منطقه ‌ای به وسعت ۸۰۰ در ۹۰۰ متر را شامل می ‌شود . بر بالای تپه ، بنای اصلی آتشکده در راستای شرقی غربی برپاست ، طرح کلی بنا ، تالار ستون داری بوده با دو ردیف ستون چهار گوشه سه تایی که عملاً به ۳ بخش تقسیم شده است . یک بخش مرکزی عریض تر و دو بخش جانبی کم عرض تر ، ورودی اصلی تالار آتشکده در جبهه شرقی از طریق یک ایوان چهار ستونی مدور که پایه ‌های سر ستون های آنها در گوشه‌ های شمال شرقی و جنوب به شرق ایوان برپاست . آثار به دست آمده در سه گروه تپه میل ، رى و ویرانه ها و تپه هاى منفرد دسته بندى مى شوند . تزئینات گچى شامل نقش هاى گل و بوته ، دل ، مارپیچى و برگ هاى افشان ، قطعات پیه سوز هاى سفالى و تکه هاى برنزى و آهنى مهمترین یافته ها از این منطقه است . اولین نظریه اى که در مورد بقایاى بناى واقع بر روى تپه ذکر شده ، فرضیه آتشکده بودن آن است که قطعى تر به نظر مى رسد . آنچه از متن هاى تاریخى به دست آمده است حکایت از آن دارد که آتشکده باستانى رى در فاصله میان رى و سیروان واقع بوده است . مى گویند در زمان سلطنت انوشیروان ، وى هنگام عبور از حوالى آتشکده ، درون آن بت هایى مى بیند و دستور مى دهد تا آنها را بیرون بریزند و در آنجا آتشى بزرگ مى یابد . اگر بناى فوق را آتشکده ندانیم که به احتمال قریب به یقین این طور نیست ، بقایاى آتشکده بزرگ رى را باید در همین حوالى جستجو کرد . از طرف دیگر صحراى جنوب رى را از قدیم یزدان مى نامیدند و به مناسبت آتشکده اى که جایگاه پرستش یزدان بوده است . اما مرحوم پیرنیا معتقد است این بنا مهریز یا مهرآذین ( محل نیایش مهر ) بوده است . شاهزاده هاى ساسانى ری ، مذهب مهرى داشته اند و معبد بر آنان خارج شهر بوده است به مانند این اثر تاریخى که خارج از پهنه رى ساسانى است . به طور کلى طرح بنا مى تواند تا حدى با معابد مهرى قابل مقایسه باشد . ستایش مهر در غار هاى طبیعى صورت مى گرفته و در نزدیکى غار باید رودخانه اى باشد و گاهى اوقات مهراب هاى متنوع مى ساختند و سعى مى کردند نماز خانه سیماى غار مانند داشته باشد . اما غرض اصلى در ابنیه مهرى نشان دادن تیر است در حالى که مشغول گشتن گاو است . اما این نقوش تاکنون بین نقوش گچبرى تپه میل دیده نشده است . اما فرضیه کاخ بودن این بنا نیز وجود دارد . همانطور که قبلا ذکر شد ، بنا خارج از پهنه رى دوران ساسانى بوده است . لذا مى توان گفت کاخى بوده است جهت پذیرایى و استراحت در زمان شکار . این نوع کاخ در ایران دوران ساسانى متداول بوده است مثل کاخ سروستان فارس . گیرشمن در تاریخ ایران درباره بناى معابد در عهد ساسانیان با ذکر اینکه در ساخت این معابد تغییراتى صورت گرفته ، گفته است : « تالار مرکزى آتشکده مربع و محصور به چهار دالان است . » چهار طاقى در معابد و آتشکده ها قسمت اصلى بنا را تشکیل مى داده است . نمونه هایى که در فارس ، اصفهان و آذربایجان وجود دارد موید این نکته مى باشد . معمارى بنا طرح کلى بنا به صورت تالار ستوندارى است که یک قوس میانى و دو قوس در طرفین دارد . که از یک سو به قوس میانى باز مى شوند و از سوى دیگر با ورودى هاى کم عرض تر به راهروى باریکى راه مى یابند که این راهرو حالت رواق را براى قسمت هاى اصلى دارد . جهت بنا شرقى غربى است که در جبهه شرقى آن ایوانى چهار ستون مدور مى بینیم که در حال حاضر پایه هاى دو ستون آن بر پاست . جرز مربع شکل ، قوس هاى میانى مربع شکل و حدود 110 در 110 سانتى متر است . به طور واضح تر اگر دو نفر دست هایشان را از دو طرف به طرف هم دراز کنند مى توانند آن را در بغل گیرند . متاسفانه بیشتر قسمت هاى غربى از بین رفته است . در واقع در سمت غرب فقط آثار باقى مانده است که تا سطح بالاى سقف تونل وجود داشته و بقیه از میان رفته است . اما چگونه وارد این تونل مى شویم ؟ ورودى اصلى تونل در جبهه شرقى از زیر ایوان آتشکده مى گذرد . ورودى ایوان با قوس هلالی از دو سوى ورودى تونل سطح شیبدارى ایجاد شده تا به راحتى از کف ایوان اصلى بنا و متناسب با شیب تپه پایین بیاییم و در قسمت انتهایى آتشکده چیز خاصى مشخص نیست . زیرا این سطوح شیبدار یک سرى طاق نماست که ارتفاع آنها به تناسب شیب سقف از غرب به شرق کمتر مى شود . سنگ لاشه و آجر همراه با علامت مصالح اصلى بناى آتشکده را تشکیل مى دهد . ابتدا روى شالوده ( پی ) آجری ، سنگ لاشه و ملات کار شده و مجددا روى آن آجرچینى شده است که نحوه چیدن آجر ها در نوع خود جالب است . زیرا گاهى آجر ها را به صورت راسته کنار یکدیگر چیده اند و گاه روى آن آجر خفته ( خوابیده ) و قفل و بند به کار برده اند . دهانه طاق هلالى که در این قسمت بنا باقى مانده است با آجر اجرا و روى آن را سنگچین کرده اند . پوشش تالار آتشکده نیز در نوع خود جالب است . از آن جهت که در کاخ اشکانى هترا نیز شاهد این نوع پوشش هستیم که با سنگ اجرا شده است . لنگه طاق هایى پهن که بر روى پایه هاى آجرى و سنگى نبا شده است اما در کاخ هترا فاصله لنگه طاق ها کمتر بوده است . نکته جالب دیگر پوشش قوى گهواره اى است که در دوره پارت و ساسانى متداول بوده است و در کاخ پارتى آشور نظیر آن مشاهده مى گردد . اما شباهت دیگر معمارى بنا ستون هاى مدور و آجرى است که در معمارى پارتى و ساسانى متداول بوده و در دوره بعد از اسلام در بسیارى بنا ها از جمله مسجد تاریخى در دامغان شاهدش هستیم . به هر روى در مورد ویژگى هاى معمارى هر بنا از جمله آتشکده رى سخن بسیار است اما تا هر بنایى را از نزدیک نبینیم و در آن به تفحص نپردازیم هنر زیباى معمار و سازنده بنا را درک نخواهیم کرد . از نقاط بسیار جالب این آتشکده وجود سه دالان بزرگ در زیر این چهار طاقی هاست که در حال حاضر دوتای از آنها به تصمیم سازمان جهانی یونسکو مسدود شده و فقط دالان وسطی باز هست که مخصوص عبور بالاترین مقام مذهبی آتشکده یعنی موبد موبدان بوده که البته الان قابل عبور همگان است. تزئینات بنا مهمترین ویژگى تزیینى بنا گچبرى هایى است که بر روى دیوار هاى تالار اصلى نقش بسته است . امروز این تکه هاى گچبرى که جدا شده اند در نزدیکى بنا نگهدارى مى شود . اما این نقش هاى زیباى گچبرى به سه دسته تقسیم مى شوند : 1- طرح هاى هندسى که گاهى خود نیز نقش اصلى را در برمى گیرند و طرح هاى حاشیه اى شامل نقش هاى هندسى که این طرح ها بیشتر به عنوان قابسازى یا حاشیه براى نقش هاى اصلى به کار رفته است . ترکیب زیگزاگ هاى موازی ، با طرح هاى جناغى یا نوشته هاى مروارید مانند ، فضایى بسیار رویایى را به وجود آورده است . نقش هاى اصلى بیشتر شامل لوزى هاى متحدالمرکز است . آنها که طاق کسرى در تیسفون و یا کاخ ساسانى کیش را دیده اند با این نقوش ارتباط بهترى پیدا مى کنند . در ردیف هاى منظم خطوطى است که به صورت پله اى و گاهى مارپیچ به صورت نامحدود ادامه مى یابند و در فضا هاى باز بین آنها نقش گل و برگ کنگر مشاهده مى شود ، درست مثل یک خورشید گرد . 2- اما اوج هنر را باید در طرح هاى گیاهى که با الهام از طبیعت بر روى گچ نقش بسته است دید . این طرح ها که به صورت انتزاعى نشان داده شده مبتنى بر عادات و عقاید دینى آن زمان است . نقش هایى که خود به سه دسته تقسیم مى شوند : الف) درخت مو : از گیاهانى است که مى توان به صورت شاخه هایى که در دو سوى آن برگ و خوشه انگور است . با اندکى اختلاف به روى گچبرى ها کاخ ساسانى کیش مشاهده مى شود . ب) نقش جالب دیگر دایره اى است که در وسط آن یک گل رز است ، هشت پر و در اطراف آن حلقه هاى برگ غار ، که نشانه افتخار بوده است . ج) طرح شاخه برگدار و میوهدار: هر چند به خوبى شاخته نمىشود اما به نظر شبیه درخت کاج است ولى برگ آن که به وسیله دایرهاى محدود شده بیشتر به برگ بلوط شبیه است . 3- حیوانات نیز از نظر طراح گچبرى ها دور نمانده اند . آنچه در حال حاضر باقى است نقش یک ماهى است که بسیار طبیعى به نظر مى رسد . آنها که گرسنه باشند دلشان مى خواهد دستشان را دراز کنند و ماهى را بگیرند . بدن ماهى در حالت طبیعى با اندکى انحنا طرح ریزى شده و فلسه اى روى پوست به خوبى نمایش داده شده است . صرفنظر از عوامل طبیعى و متاثر از اقلیم یا حتى تغییرات آب و هوایى و بالاتر از آن زمین لرزه، متاسفانه فعالیت هاى کشاورزى و چراندن دام ها ، بردن سنگ ها و مصالح ساختمانی ، جویندگان گنج ، کاوش هاى غیر اصولى توسط قاچاقچیان اشیاى عتیقه و هزار بلاى دیگر ، از جمله بلاهایی است که در حق این تپه باستانى و آتشکده روا داشته اند . در کنار انسان ها ، جانداران نیز بیکار نشسته اند و در این وانفساى کمبود مسکن ، جاى جاى تنها بناى باقى مانده را محلى براى سکنى و لانه ساختن ، مورد استفاده قرار داده اند ...00Facebook Google+ Twitter
زهرا رشیدی | پنجشنبه 27 مرداد 1390 | 8 سال پیش1486 بازدید
لطفا جهت ارائه نظر وارد شوید