دلم تنگ است،گاهی برای کودکی هایم و باز،گاهی برای کودکی هایم...

دلم تنگ است،گاهی برای کودکی هایم و باز،گاهی برای کودکی هایم...
آخ که چقدر دلم هوای کرسی ذغالی کرده،دلم میخواد برم زیر یه کرسی ذغالی پاهامو ول کنم و بترسم نکنه منقل وسطش پامو بسوزونه،دلم میخواد سیب های یخو جوری گاز بزنم که سق دهنم یخ کنه و همزمان پاهام زیر کرسی گرم بشن... www.khanabadd.com10Facebook Google+ Twitter
تقی | يكشنبه 21 آبان 1391 | 6 سال پیش1403 بازدید
لطفا جهت ارائه نظر وارد شوید